اخبار ،رمشک،بی عدالتی،علی نادری، رمشک،
من به عنوان مدیر وب و شهروند از رمشک چند بار به بیمارستان
رمشک معراجعه کردم با کلمه متاسفیم دکتر حضور ندارن رفتن شهرستان به همین خاطر نارضایتی خودم را اعلام میکنم
نام و نام خانوادگی: علی نادری پور
رشته تحصیلی: کارشناسی تکنولوژی جراحی(اتاق عمل)
مدت فعالیت در بیمارستان شهدای قلعه گنج: قریب شش سال
حقوق و مزایا: رایگان
نوع استخدامی: وعده های پوچ برخی مسئول نماها!
پارتی: ندارد
خدا: دارد
دلسوزی: دارد
عشق به خدمت: دارد
تجربه: دارد
فرصت شغلی در جاهای دیگر: داشت!!
وقتی سخن از مناطق محروم به میان می آید اولین چیزی که ممکن است اندکی ما را امیدوار کند این است که اگر مسئولان آن شهرستان، بومیِ همان منطقه باشند نمی گذارند بی عدالتی اتفاق بیفتد، نمی گذارند حقی به ناحق نصیب عده ای دیگر شود، چون خودشام دردکشیده ی همانجا هستند، خودشان می شناسند تمام نیروهای کاربلد را...
اما گاها می بینیم که تصوراتمان در این زمینه تغییر منفی پیدا می کند...
علی نادری، از دیار رمشک، کسی که مدتها برای بیمارستان شهدای قلعه گنج زحمت ها کشید، از تجهیز اتاق عمل گرفته تا....، فردی که در نظرسنجی های مردمی کمتر کسی پیدا می شود از خدمت رسانی و حوصله اش رضایت نداشته باشد یا ممکن است اصلا پیدا نشود... کسی که در آزمون های استخدامی دیگری که علوم پزشکی برگزار کرده نمره ی قبولی را کسب کرده و در جاهای دیگری مثل بم و نرماشیر دعوت به مصاحبه شده و در طی تماسهای مختلفی که با او می گیرند حاضر نمی شود برود، فقط به این دلیل که برخی از مسئولان شهرستان #قلعه_گنج او را به امید استخدامی از رفتن به مصاحبه منع می کنند و از او می خواهند که همچنان بماند و مثل سابق رایگان خدمت کند!!
رویای علی نادری کم کم عملی می شود، آزمون استخدامی علوم پزشکی برای جذب نیروهای پیمانی برگزار می شود، علی منابعش را جمع آوری می کند، مطالعه را شروع می کند، خانواده اش را تنها می گذارد، امیدوار می شود به آینده اش...
روز موعود فرا می رسد، آزمون استخدامی برگزار می شود، علی آزمونش را می دهد، اعلام رضایت می کند، و باز هم امیدوارتر می شود، خواهر و برادرهایش برایش دعا می کنند...
روزهای زیادی میگذرد... نتیجه های اولیه آزمون استخدامی اعلام می شود... علی اشک شوقش در می آید، با خبرها و مژده های خوبی می آید، خانواده اش را خوشحال می کند، همه ی اعضای خانواده اش خوشحالیشان را نمی توانند پنهان کنند، روح پدر و مادرش شاد می شوند...
علی همچنان خوشحال است... منتظر مصاحبه اش... تاریخش مشخص می شود... مدارکش را جمع می کند..باز هم منابع بیشتری مطالعه می کند.. تمام لوح تقدیرهایش را جمع می کند... باز هم از خانواده اش درخواست دعا دارد...تمام می شود!
تمام می شود! از مصاحبه اش رضایت دارد... باز هم امیدوارتر می شود.. حالا دیگر برای آینده اش برنامه ها طراحی می کند، اما همچنان امیدوار و توکلش به خدا است... نتیجه ی مصاحبه هم اعلام می شود.. علی افسرده می شود...علی دلش می شکند... علی در تنهایی هایش اشک می ریزد... علی بی اعتماد می شود... علی به عدالت بی اعتماد می شود... خانواده اش پریشان حال می شوند... اما علی را امیدوار می کنند... علی تمام اعتراضاتش را به گوشهای ناشنوا می رساند... اما گوش ها بدهکار که هیچ بلکه طلبکار می شوند!
حالا علی مانده و دنیایی ناامیدی، علی مانده و دنیای پر از افسردگی، علی مانده و آنهایی که حقش را دو دستی تقدیم کردند، علی مانده و آنهایی که هیچ تلاشی برای داشتنش نکردند... حالا علی مانده و یک خدای بزرگ... و همین هم برایش کافیست!!
پ.ن: بر اساس دفترچه ی ثبت نامی اولویت با کسی است که نمره ی علمی بهتری داشته باشد و بهتر اینکه بومی همان شهرستان باشد، علی نادری از هر دو امتیاز برخوردار است، فارغ از اینکه چه زحمتهایی کشید و با چه وعده هایی دل خوش کرد...
پ.ن.٢: آقایان مسئول، لطفا با استناد به دفترچه و تمام مدارکی که نیروی جایگزینی را که بومی شهرستان نیست، پذیرفته اید،در رسانه ها اعلام کنید که چه دلیل منطقی و مردم پسند برای این بی عدالتی دارید!!
پ.ن.٣: مگر اولویت نباید با بومی همان شهرستان باشد؟
اما رمشک است و شهرستان قلعه گنج! اگر عدالت رعایت شود باید به خیلی چیزها شک کرد!! اینجا باید گفت: سپاسگزاریم نماینده ی مردمی و سپاسگزاریم سایر مسئولینی که از حق مردم شهرستان قلعه گنج به خوبی دفاع می کنید...!!
و در پایان: ما را به خیر شمایان حاجت نیست،